قرادسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قرادسی . [ ق ُ دِ ] (ص نسبی ) نسبت است به درب القرادیس در دمشق . (انساب سمعانی ). رجوع به قرادیس شود.
قرادسی . [ ق ُ دِ ] (اِخ ) معلی بن زیاد مکنی به ابوالحسن از محدثان و از مردم بصره است . وی از حسین و ابوغالب روایت کندو هشام بن حسان از او روایت دارد. (انساب سمعانی ).