قراخان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قراخان . [ ق َ ] (اِخ ) ابن مغول خان که پس از مرگ پدر در مملکت ترکستان به سلطنت رسید. (تاریخ حبیب السیر چ خیام ج ٣ ص ٦ و ٧).
قراخان . [ ق َ ] (اِخ ) نام پادشاه هند است و با اسکندر معاصر بوده . (برهان ) (آنندراج ). نام پادشاه هندوستان معاصر با اسکندر مقدونیائی . (ناظم الاطباء).
قراخان . [ ق َ ] (اِخ ) ابن منسک . منسک را مغولان دیب باقوخان خوانند وی جد مغولان و از فرزندان یافث بن نوح است . قراخان را پسری بود اغور نام که موحد شد و پادشاهی آن قوم او را مسلم گردید و در نسل او پادشاهی تا یک قرن دوام یافت . (تاریخ گزیده چ امیرکبیر ص ٥٦٢).