واژه جو

قتین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قتین . [ ق َ ] (ع ص، اِ) قتیم . ابریشم جوش داده ٔ سپید. ◄ زن . ◄ زن خوب صورت نیکو. ◄ مرد . ◄ مرد خوار و ذلیل . ◄ مرد کم طعام . ◄ مرد بی طعام . ◄ نیزه و سنان باریک و کهنه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). رجوع به ماده ٔ بالا شود.

معنی قتین | واژه جو