واژه جو

قتق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قتق . [ ق َ ت ِ ] (ترکی، اِ) قاتق . (ناظم الاطباء). ماست و کشک . (آنندراج ). ◄ ترشی که در آش کنند و نانخورش سازند. (آنندراج ). رجوع به قاتق شود.

معنی قتق | واژه جو