واژه جو

قبضه کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) به دست گرفتن، قدرت را گرفتن.<br>

فرهنگ فارسی معین

(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) به دست گرفتن، قدرت را گرفتن.

معنی قبضه کردن | واژه جو