واژه جو

قاپ

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(اِ.) = قاب: استخوانی کوچک در پاچه گوسفند که با آن نوعی قمار کنند. ؛ ~ ~کسی را دزدیدن آن کس را فریفتن.

معنی قاپ | واژه جو