واژه جو

قانون

/vâže/

واژگان فارسی سره واژه‌دان

یاسه، کانون، فرسار، فردید، روش، دستور، دادیک، دادستان، داد، دات، آیین، آسا

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی قانون | واژه جو