واژه جو

قانع شدن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

باور کردن، قسم خوردن، اعتقاد پیدا کردن، پی بردن، اسلام آوردن، مشرف شدن، معتقد شدن، مسلمان شدن، گرویدن، ایمان آوردن مجاب شدن، پذیرفتن

معنی قانع شدن | واژه جو