واژه جو

قال

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

[ ع. ] (اِ.) ۱- گفتار، سخن. ۲- (مص ل.) گفتن. ؛ ~قول هیاهو، قال و قیل. ؛ ~ و قیل هیاهو، سرو صدا. ؛ ~مقال گفتگو، همهمه. ؛ ~ چیزی را کندن کنایه از: تمام کردن، به پایان رساندن. ؛ ~گذاشتن بیهوده منتظر گذاشتن.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی قال | واژه جو