قالب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(لِ) [ معر. ] (اِ.)<BR>۱- پیکر، هیکل.<BR>۲- شکل، هیئت.<BR>۳- آلتی که جسمی شکل پذیر را در داخل یا خارج آن نهاده به صورت آن آلت درآورند، قالب کفش.<BR>۴- واحدی برای قطعات بریدة معین ؛ قالب پنیر.<BR>۵- جزو، رکن (علم عروض). ؛ ~تهی کردن الف - بی نهایت ترسیدن. ب - کنایه از: مردن. ؛~کردن گول زدن خریدار و فروختن جنس نامرغوب به او.<br>