قاضی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا[ ع. ] (اِفا.) داور و حکم کننده. ؛تنها به ~ رفتن کنایه از: به سخن و عقیدة مخالف توجه نکردن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطحاکم، حکم، دادرس، داور، دیان، فیصلواژه قبلی: قاصیهواژه بعدی: قاضی الحاجات