واژه جو

قاضی عمرو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قاضی عمرو. [ عَمْرْ ] (اِخ ) ابن محمدبن سلام، مکنی به ابوبکر و مشهور به ابن الجعابی . رجوع به قاضی ابن جعابی و ابن الجعابی ابوبکر عمرو شود.

معنی قاضی عمرو | واژه جو