واژه جو

قاضی عسقلانی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قاضی عسقلانی . [ ع َ ق َ ] (اِخ ) احمدبن علی بن حجر، مکنی به ابن حجر و ابوالفضل . رجوع به ابن حجر ابوالفضل شود.

قاضی عسقلانی . [ ع َ ق َ] (اِخ ) عبدالرحیم بن علی . رجوع به قاضی فاضل شود.

معنی قاضی عسقلانی | واژه جو