واژه جو

قاضی القضاتی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قاضی القضاتی . [ ضِل ْ ق ُ ] (حامص مرکب ) شغل رئیس قاضیان . قضاء : این احمد مردی بود که با قاضی القضاتی وزارت داشت . (تاریخ بیهقی ).چون کارها قرار گیرد قاضی قضاتی نسا و طوس تو داری .(تاریخ بیهقی ). از نیابت وزارت و قاضی القضاتی و نقیب النقبائی و غیر آن . (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص ٤٢).

معنی قاضی القضاتی | واژه جو