قارماق/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا[ تر. ] (اِ.) چنگکی فلزی و نوک تیز که بر سر دام ماهی نصب کنند.<br>واژه قبلی: قارقارکواژه بعدی: قاره