قادرآباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قادرآباد. [دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حسن وند بخش سلسله ٔ شهرستان خرم آباد در شش هزارگزی جنوب الشتر و شش هزارگزی جنوب شوسه ٔ خرم آباد به الشتر و در جلگه واقع است . هوایی سردسیری و مالاریائی دارد و دارای ٤٠ تن سکنه است . آب آن از سراب پایی و محصولات آن غلات و تریاک و حبوبات و لبنیات و پشم و شغل اهالی زراعت و گله داری است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٦).
قادرآباد. [ دِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان نوق شهرستان رفسنجان در ٥٢هزارگزی شمال باختری رفسنجان و کنار راه مالرو رفسنجان به بافق واقع است . و سه خانوار سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٨).
قادرآباد. [ دِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان جوپار بخش ماهان شهرستان کرمان در ١٨هزارگزی باختر ماهان و در هزارگزی راه فرعی ماهان به جوپار واقع است و١٠ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٨).