قابل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بِ) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- پذیرنده، قبول کننده.<BR>۲- لایق، سزاوار.<BR>۳- باتجربه، کارآزموده.<BR>۴- بسیار، زیاد.<BR>۵- آتیه، آینده. مق ماضی.<BR>۶- ضامن.<BR>۷- جزء پیشین بعضی از کلمههای مرکب به معنی «شایسته، درخور، مناسب»: قابل اعتماد، قابل اعتنا.<BR>۸- جزء پیشین بعضی از کلمههای مرکب به معنی «دارای امکان و توانایی قبول کار یا حالتی»: قابل اجرا، قابل تحمل.<br>