واژه جو

قاآنی | قطعات | شماره ۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

باش تا از ابلهی دستی بدارد پیش شمع آنکه گوید می‌نسوزد شمع جز یروانه را شمع‌راجز پرتوی کزعشق‌آن‌ٻروانه‌سوخت پرتوی دیگر بود کآتش زند بیگانه را

معنی قاآنی | قطعات | شماره ۵ | واژه جو