واژه جو

قاآنی | قطعات | شماره ۵۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

معرفت شایسته باشد ورنه در صد عمر نوح کی به طاعت جاهلی نوح پیمبر می‌شود نام یزدان را مکرر چون نماید عارفی در تنش هر ذکر نای روح دیگر می‌شود ور کند نامش مکرر جاهلی از روی جهل زو همی بیزاری یزدان مکرر می‌شود

معنی قاآنی | قطعات | شماره ۵۶ | واژه جو