واژه جو

قاآنی | قطعات | شماره ۵۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

سیهروزی از بخکسی ندیده یل بتر که خود تعب کشد و غیری انتفاع کند از آنکه تا هنوزش بود به تن رمقی ز ناز و نوش جهان طبعش امتناع کند ولی جنازه‌اش از در برون نرفته هنوز در آن زمان که جهان را به جان وداع کند به مال و دولت او سفله‌ای گمارد چرخ که نان او خورد و با زنش جماع کند

معنی قاآنی | قطعات | شماره ۵۲ | واژه جو