واژه جو

قاآنی | قطعات | شماره ۱۲۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

صاحباای که در مدایح تو گوی سبقت ربودم از اشباه دل نمودم به خدمت تو یکی پشت کردم به حضرت تو دو تاه تا برآلاییم ز جود به سیم تا برافرازیم ز مهر به ماه هفته‌ای می‌رودکه چشم امید از توام مانده همچنان در راه باد عمرت دراز گر ز کرم چون زبان قصه‌ام کنی کوتاه

معنی قاآنی | قطعات | شماره ۱۲۰ | واژه جو