واژه جو

قاآنی | قطعات | شماره ۱۱۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

به سوی بحر خدا بگذرای نسیم صبا زمین ببوس و ز روی ادب سلامش کن برای آنکه دلش را ز من نرنجانی فزون از آنکه توان گفت احترامش کن پس از سلام و زمین‌بوس و احترام تمام ز من به گوش به آهستگی پیامش کن که اسبکی که به من وعده کرده‌ای بفرست وگر چو گردون سرکش بود لجامش کن

معنی قاآنی | قطعات | شماره ۱۱۵ | واژه جو