واژه جو

فیل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

[ معر. پیل ] (اِ.)<BR>۱- پستانداری است عظیم الجثه و علف خوار با بینی درازی موسوم به خرطوم و دو دندان نیش به نام عاج که بسیار گران بهاست.<BR>۲- یکی از مهره‌های شطرنج. ؛ ~ و فنجان دو چیز نامتناسب ازنظر اندازه. ؛ ~ کسی یاد هندوستان کردن کنایه از:به هوس چیزی یا وسوسة کاری افتادن. ؛~هوا کردن کنایه از: کار شگفت انگیز، جالب توجه و پر هیاهو کردن.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی فیل | واژه جو