واژه جو

فیض کاشانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای خسته ترا آن سر کو میسازد زان لب دشنام رو برو میسازد لب میدهدت شفا ز بیماری چشم درد او را دوای او می‌سازد

معنی فیض کاشانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۳ | واژه جو