واژه جو

فیزیوکراسی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(یُ کِ) [ فر. ] (اِ.) نظریه‌ای اقتصادی که طرفداران آن به پیروی دکتر کسنه کشاورزی را تنها منبع ثروت می‌دانند.<br>

معنی فیزیوکراسی | واژه جو