واژه جو

فیروزکنده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فیروزکنده . [ ک َ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رودپی بخش مرکزی شهرستان ساری که دارای ٤٠٠ تن سکنه است . آب آن از چشمه ٔ عالیواک و محصول عمده اش برنج، غله، صیفی، کنف و کنجد است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣). فیروزقند.

معنی فیروزکنده | واژه جو