واژه جو

فیروزشاه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فیروزشاه . (اِخ ) بهمنی . از مشاهیر سلاطین سند است که در ٨٢٥ هَ . ق . درگذشته . او راست : در آتش مرده فکر زایل نکنی اندیشه به هر خیال هایل نکنی این نقد خزینه ٔ دماغ است بکوش تا صرف به جنس های باطل نکنی . (از مجمعالفصحاء رضاقلیخان هدایت چ سنگی تهران ج ١ ص ٤١).

معنی فیروزشاه | واژه جو