واژه جو

فیروزجاه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فیروزجاه . (اِخ ) دهی است از بخش بندپی شهرستان بابل که دارای ٥٣تن سکنه است . آب آن از سجادرود و چشمه سارها و محصول عمده اش برنج است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).

معنی فیروزجاه | واژه جو