فکسنی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(فَ کَ سَ) (ص.) کهنه، فرسوده، درب و داغان.<br>مترادفها و واژههای مرتبطازکارافتاده، اسقاط، خراب، قراضهواژه قبلی: فکزواژه بعدی: فکل