فه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فِ یا فَ) [ طبر. ] (اِ.)<BR>۱- چوب پهنی که کشتی بانان بدان کشتی را رانند.<BR>۲- آهنی بیل مانند که در میان آن چوبی و بر دو طرف وی ریسمانی بندند. یک شخص سر چوب را و دو کس دیگر هر یک ریسمان را به دست گیرند و زمین شیار کرده را بدان هموار سازند. مجرفه، پل کش، فهد.<BR>۳- تختهای که برزیگران بدان زمین را هموار کنند.<br>