واژه جو

فزون گشتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فزون گشتن . [ ف ُ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) فزون آمدن . فزونی یافتن . زیاد شدن . بیشتر شدن : گر آتش است چون که در این خرمن هرگز فزون نگشت و نشد کمتر؟ ناصرخسرو.

معنی فزون گشتن | واژه جو