واژه جو

فزع یافته

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فزع یافته . [ ف َ زَ ت َ / ت ِ] (ن مف مرکب ) در حال فزع و بیم . ترسان : خواهند ز تو امن فزع یافتگان زآنک در ظلمت و در خوف چراغی و رجایی . خاقانی . رجوع به فزع یافتن و فزع شود.

معنی فزع یافته | واژه جو