واژه جو

فزار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فزار. [ ف َ ] (اِ) به معنی افزار که آلت پیشه وران باشد یعنی آلتی که مردم اصناف بدان کار کنند. (برهان ). افزار. ابزار. رجوع به افزار و ابزار شود. ◄ به کنایت به معنی آلت مردی به کار رود : تا آنگهی که جمله در انبان تو نهند هر کی فزار خویش چو ثعبان موسوی . سوزنی .

معنی فزار | واژه جو