واژه جو

فریکاسه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فریکاسه . [ ف ِ س ِ ] (فرانسوی، اِ) گوشتی که به قطعات بریده و در سوس پخته شده باشد. و آن شامل انواع مختلف است . (فرهنگ فارسی معین ).

معنی فریکاسه | واژه جو