واژه جو

فریسموس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فریسموس . [ ف َ ] (معرب، اِ) بلغت یونانی علتی است مردان را و آن شدت نعوظ است یعنی پیوسته آلت مردی برپا میباشد. (برهان ). نعوظدایم . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به فریسیموس شود.

معنی فریسموس | واژه جو