واژه جو

فریزبویا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فریزبویا. [ ف َ ] (اِ) گیاهی است خوشبو. (آنندراج ). فریز. رجوع به فریز و فرزد شود.

معنی فریزبویا | واژه جو