فرو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(فَ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- پوستین، پوستین روباه.<BR>۲- جامهای که از پوست جانوران سازند؛ ج. فِراء.<br>مترادفها و واژههای مرتبطپایین، تو، داخل، دخول، فرود ≠ فراواژه قبلی: فرهیختگیواژه بعدی: فرو آمدن