فروماندن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~. دَ) (مص ل.)<BR>۱- بیچاره شدن، ناتوان شدن.<BR>۲- درنگ کردن.<BR>۳- معزول شدن.<br>واژه قبلی: فرومالیدنواژه بعدی: فروماندگی