فروغی بسطامی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۴۵۹
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
با من اگر خواجه سری داشتی هر سر مویم هنری داشتی بر تو شدی سر اناالحق عیان گر ز حقیقت خبری داشتی غرق شدی ساکن بیت الحزن چون من اگر چشمتری داشتی قطع نظر کردمی از کاینات جانب من گر نظری داشتی دیدی اگر ماه مرا آفتاب دیده حسرت نگری داشتی کی غمی از روز جزا داشتم شام غمش گر سحری داشتی روی تو را ماه فلک خواندمی گر لب هم چون شکری داشتی قد تو را سرو چمن گفتمی گر رخ هم چون قمری داشتی کشت مرا حسرت آن ناتوان کش تو به بالین گذری داشتی در دل آن ماه چه بودی اگر آه فروغی اثری داشتی