واژه جو

فروسة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فروسة. [ ف ُ س َ] (ع مص ) زیرک و نیک ماهر گردیدن در سواری . (منتهی الارب ). حاذق گردیدن در کار خیل . (اقرب الموارد). ◄ شناختن اسب و سواری کردن . ◄ (اِمص ) سواری . ◄ اسب شناسی . (منتهی الارب ).

معنی فروسة | واژه جو