فره مند/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(فَ رَّ. مَ) (ص مر.) دارای فر، شکوهمند.<br>(فَ هَ مَ) (حراض.) نزدیک، قریب.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبخرد، خردمند، عاقل، هوشمندپرشوکت، شکوهمند، شوکتمندواژه قبلی: فرهواژه بعدی: فره کشیدن