واژه جو

فرمان گذاردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فرمان گذاردن . [ ف َ گ ُ دَ ] (مص مرکب ) فرمان دادن . فرمودن . امر کردن . (یادداشت به خط مؤلف ).

معنی فرمان گذاردن | واژه جو