واژه جو

فرمان شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فرمان شدن . [ ف َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) فرمان صادر شدن . مانند حکم شدن . (از آنندراج ). مقابل فرمان کردن . رجوع به فرمان کردن شود.

معنی فرمان شدن | واژه جو