واژه جو

فرقه‌گرایی

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

جدایی‌طلبی، کناره‌گیری، انحصارطلبی، تعصب، مناقشه، سرپیچی، اختلاف نظر، نظر مخالف، بی‌ثباتی دودستگی، تشتت، تفرقه، تشتت آرا، پراکندگی، تفرق، تنوع

معنی فرقه‌گرایی | واژه جو