فرغور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرغور. [ ف َ ] (اِ) تیهو باشد و آن پرنده ای است مانند کبک، لیکن از کبک کوچکتر است . (برهان ). در جهانگیری فرفور ضبط شده است . رجوع به فرفور شود. ◄ جل و آن پرنده ای باشد کاکل دار شبیه به گنجشک و اندکی از گنجشک بزرگتر. (برهان ). ◄ غوک را نیز گویند که وزق باشد و به عربی ضفدع خوانند. (برهان ). رجوع به فرفور شود.