فرضیه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فَ یِّ) [ ع. فرضیة ] (اِ.)<BR>۱- حدس، گمان.<BR>۲- حدس و گمان دربارة یک موضوع علمی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فَ یِّ) [ ع. فرضیه ] (اِ.) ۱- حدس، گمان. ۲- حدس و گمان درباره یک موضوع علمی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرضیه . [ ف َ ضی ی َ ] (ع اِ) واجب . ◄ گمان و حدس و قیاس . (ناظم الاطباء). نظری که درباره ٔ یک مسأله ٔ علمی یا تحقیقی با توجه به معلومات و تجارب گذشته ابراز شود و هنوز به اثبات نرسیده باشد. هر فرضیه پس از اثبات قانون علمی میشود.
مترادف و متضاد واژهدان
تئوری، نظریه انگاره، حدس
واژگان فارسی سره واژهدان
انگاره
گمانه، دیدگاه، پنداره، انگاره