واژه جو

فرشورت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فرشورت . [ فْرَ / ف ِ رَ ش َ وَ ] (اِخ ) نام یکی از پسران گشتاسب معاصر زردشت که صورت اوستایی آن فرش هام ورته بوده است . رجوع به مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات پارسی تألیف معین ص ٣٦٣ و نیز رجوع به فرشیدورد شود.

معنی فرشورت | واژه جو