فرس راندن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(فَ رَ. دَ) [ ع - فا. ] (مص م.)<BR>۱- اسب راندن.<BR>۲- کنایه از: جستجو کردن، تفحص کردن.<br>واژه قبلی: فرسواژه بعدی: فرس ماژور