واژه جو

فرس آبادی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فرس آبادی . [ ف ُ ] (ص نسبی ) منسوب به فرس آباد که از قرای مرو است در دوفرسخی آن . (سمعانی ).

فرس آبادی . [ ف ُ ] (اِخ ) عبدالحمیدبن حمید. اهل فرس آباد مرو بود و از الشعبی روایت کرده است . (از لباب الانساب ج ٢ ص ٢٠٥).

معنی فرس آبادی | واژه جو