واژه جو

فرززمیار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فرززمیار. [ ف َرْزْ، زَم ْ ] (اِ مرکب ) بزرگ نماز، چه فرز به معنی بزرگ و زمیار به معنی نماز است . (انجمن آرا). از برساخته های فرقه ٔ آذرکیوان است . رجوع به فرهنگ دساتیر شود.

معنی فرززمیار | واژه جو